تو آیینه میگردم دنبال خودم چرا نی
چرا تو دلم نمیشه روشنی چراغی
خستم از اینکه با الکم کنم تراپی
نشونیمو میگیرم از آدم کناری
میبینی منو رفیق نمیاد صدایی
میشنوی منو رفیق نمیاد صدایی
ینی من یه روحم ینی بگایی
من میبینمت تو نمیبینی منو هیچ نگاهی
من مردم من رفتم من بین شما از دم
من خیلی وقت پیش ترک کردم شما رو از قبل
ولی هنو بینتون میزنم قدم باید پیدا کنم تو رو باید باشی اصن
شما روح منو این طرف ندیدین یکی عین خودم ی روانی ندیدین
جلو ام پیش هم میخندییم همین محل بودیم
همین کوچه ها ما دقق این ساعتا میزدیم بیرون
تا قل این که خورشید بشه یه لکه خون تو آسمونا گم شیم
یه مدت انگار زندگی میکردیم لازم نبود تحمل آدمای تخمی
ولی انگار هیچی همیشکی نیس ولی اگه خوشم چون سریع پیچیدیم زدیم
نمیدونم اگه صدا منو میشنوی هنو دنبالت میگردم ولی هنو کسی نیس شبیهت
و آیینه میگردم دنبال خودم چرا نی
چرا تو دلم نمیشه روشنی چراغی
خستم از اینکه با الکم کنم تراپی
نشونیمو میگیرم از آدم کناری