[Intro]
It’s all at once
همهچیز یهدفعه اتفاق افتاد.
And everything in between
و هر چیزی که بینش بود.
It’s not what we want
این همون چیزی نیست که میخواستیم.
But it’s just something that
اما انگار همون چیزیه که…
We need in our lives right now
الان، توی این مقطع از زندگیمون بهش نیاز داریم.
[Verse 1]
You can see me now
الان میتونی منو ببینی.
It’s like a view from above
انگار داری از بالا بهم نگاه میکنی.
That cuts through the heart
نگاهی که تا عمق قلب آدم نفوذ میکنه.
Like you just know I’m gonna
انگار مطمئنی که من…
Walk out, walk out, on love
از عشق بیرون میزنم… عشق رو رها میکنم.
But wait a goddamn minute
ولی یه لحظه صبر کن.
This can’t be all that’s in it
امکان نداره همهی ماجرا فقط همین باشه.
We can’t keep talking
نمیتونیم همینجوری فقط حرف بزنیم.
Now you know
حالا خودت میدونی.
It’s more than I can feel right now
این بیشتر از چیزیه که الان بتونم تحمل یا درکش کنم.
[Chorus]
Don’t give in to loneliness
تسلیم تنهایی نشو.
When everything is such a mess
وقتی همهچیز اینقدر بههم ریختهست.
Just hold me in your arms
فقط بغلم کن.
I don’t want the world from you
ازت همهی دنیا رو نمیخوام.
I’m just wanting something true
فقط یه چیز واقعی و صادقانه میخوام.
Far from these alarms
دور از این همه آشوب و هشدار.
[Verse 2]
It is no lie
این اصلاً دروغ نیست.
It was something you said
همون حرفی بود که خودت گفتی.
That we live or die
اینکه زنده میمونیم یا نابود میشیم…
On the things we did instead
به انتخابهایی بستگی داره که انجام دادیم.
Of our heart’s desire
بهجای اینکه دنبال خواستهی واقعی دلمون بریم.
Fell in love with the danger
عاشق خطر شدیم.
It’s only getting stranger
و اوضاع هر لحظه عجیبتر میشه.
We can’t keep breaking
دیگه نمیتونیم همینطور همهچیز رو خراب کنیم.
Everything shaking
همهچیز داره میلرزه.
Apart in our hands right now
و همین الان، جلوی دستهامون از هم داره میپاشه.
[Chorus]
Don’t give in to loneliness
تسلیم تنهایی نشو.
When everything is such a mess
وقتی همهچیز اینقدر آشفتهست.
Just hold me in your arms
فقط بغلم کن.
I don’t want the world from you
من همهی دنیا رو ازت نمیخوام.
I’m just wanting something true
فقط یه عشق واقعی میخوام.
Far from these alarms
دور از این همه هیاهو و اضطراب.
[Outro]
I know you tried to warn me but
میدونم سعی کردی بهم هشدار بدی.
I could’ve called but it’s a lot
میتونستم باهات تماس بگیرم، ولی همهچی برام زیادی سنگین بود.
I never knew the harm
هیچوقت فکر نمیکردم اینهمه آسیب به جا بذاره.
Is nothing sacred nothing blessed
یعنی دیگه هیچ چیز مقدس یا ارزشمندی باقی نمونده؟
Is every god damn thing a test
یعنی واقعاً هر اتفاق لعنتی یه امتحانه؟
Just hold me in your arms
فقط بغلم کن.