حسی عجیب و خوب توی گرمای تابستون
همه چی ساده بود من و تو ما شدیم چه زود
خاطره ساختیم ما با آفتاب و ساز و رقصمون کنار آب
یه جوری خواسیم که هر کس خواسته باشه تو این حال ما
یه حالی توی چشمامه که اون و فقط تو می دونی
یه حسی توی قلبم می گه که فقط تو باهام می مونی
هه هه
هر چی که داشتم و من واسه خندت دادم آسه
این سامر و هیچ وقت یادت نمیره عشق و حالش
هر دو تامون کنار ساحل می زنیم می خونیم تا کی
همه بدونن امسال سال ماست این حس نره از یادت
یه حالی توی چشمامه که اون و فقط تو می دونی
یه حسی توی قلبم می گه که فقط تو باهام می مونی
یه حالی توی چشمامه که اون و فقط تو می دونی
یه حسی توی قلبم می گه که فقط تو باهام می مونی