Yes, I look happy, happy all the time
بله، من همیشه خوشحال به نظر میرسم
But you don’t see me, see me when I cry
اما تو مرا وقتی گریه میکنم نمیبینی
I can’t find an open door
نمیتوانم یک درِ باز پیدا کنم
When I try, it breaks me more
هر وقت تلاش میکنم، بیشتر مرا میشکند
Should I quit and should I go
باید تسلیم شوم و بروم؟
Should I leave this all behind?
باید همهی اینها را پشت سر بگذارم؟
Same things happen all the time
همان اتفاقها مدام تکرار میشوند
Can’t get out off my mind
نمیتوانم از ذهنم بیرونشان کنم
Doing things I shouldn’t do
کارهایی میکنم که نباید بکنم
If you ask me, I have no clue
اگر از من بپرسی، هیچ توضیحی ندارم
Yes, I look happy, happy all the time
بله، من همیشه خوشحال به نظر میرسم
But you don’t see me, see me when I cry
اما تو مرا وقتی گریه میکنم نمیبینی
‘Cause I’m a master, master of pretending
چون من استادِ تظاهر کردنم
Lately never-ending
و این اواخر انگار پایانی ندارد
When does this all make any sense to me?
کی قرار است همهی اینها برایم معنا پیدا کند؟
God, I know you can set me free
خدایا، میدانم که میتوانی مرا آزاد کنی
And please open a door and again restore
و لطفاً دری را باز کن و دوباره ترمیم کن
This broken piece of me
این تکهی شکستهی وجودم را
A better treasure chest that was made for more
گنجینهای بهتر که برای چیزهای بزرگتری ساخته شده
And there is purpose behind closed doors
و حتماً هدفی پشت درهای بسته هست
A better treasure chest that was made for more
گنجینهای بهتر که برای بیشتر از این ساخته شده
And there is purpose behind closed doors
و هدفی پشت درهای بسته وجود دارد
Am I the one who is insane
آیا من دیوانهام
For not feeling like the same?
چون دیگر مثل قبل احساس نمیکنم؟
All I want is to be heard
تنها چیزی که میخواهم این است که شنیده شوم
In a world that’s full of hurt
در دنیایی که پر از درد است
Waking up, searchin’ for a sign
بیدار میشوم و دنبال نشانهای میگردم
Yes, I fall, but I still climb
بله، زمین میخورم، اما باز هم بالا میروم
No, you don’t need me to teach
نه، لازم نیست به من یاد بدهی
Just ’cause the dream is far to reach
فقط چون رؤیا دور از دسترس است
Take this fear and take that doubt
این ترس و آن تردید را بردار
Throw ’em away before I drown
و قبل از اینکه غرق شوم دور بیندازشان
Before I drown
قبل از اینکه غرق شوم
Yes, I look happy, happy all the time
بله، من همیشه خوشحال به نظر میرسم
But you don’t see me, see me when I cry
اما تو مرا وقتی گریه میکنم نمیبینی
‘Cause I’m a master, master of pretending
چون من استاد تظاهر کردنم
Lately never-ending
و این روزها انگار پایانی ندارد
When does this all make any sense to me?
کی قرار است همهی اینها برایم معنا پیدا کند؟
God, I know you can set me free
خدایا، میدانم که میتوانی مرا آزاد کنی
And please open a door and again restore
و لطفاً دری را باز کن و دوباره ترمیم کن
This broken piece of me
این تکهی شکستهی وجودم را
A better treasure chest that was made for more
گنجینهای بهتر که برای بیشتر از این ساخته شده
And there is purpose behind closed doors
و هدفی پشت درهای بسته هست
A better treasure chest that was made for more
گنجینهای بهتر که برای بیشتر از این ساخته شده
And there is purpose behind closed doors
و هدفی پشت درهای بسته هست
When does this all make any sense to me?
کی قرار است همهی اینها برایم معنا پیدا کند؟
God, I know you can set me free
خدایا، میدانم که میتوانی مرا آزاد کنی
And please open a door and again restore
و لطفاً دری را باز کن و دوباره ترمیم کن
This broken piece of me
این تکهی شکستهی وجودم را