Verse 1
I knew you through the daze of the blades of the grass in summer
تو رو از همون روزهای مهآلود و بیخیالِ تابستون، میان علفزارها میشناختم.
Parachutes for the free fall of being younger
انگار برای سقوطِ آزادِ روزهای جوانیمون چتر نجات داشتیم.
I memorized the sound of your bare footsteps
صدای قدمهای برهنهات رو از حفظ بودم.
Running wild, it’s been a long time
بیپروا و آزاد میدویدیم؛ خیلی وقته گذشته.
Life has ways of leaving those days behind
زندگی راه خودش رو داره و اون روزها رو پشت سر میذاره.
But seeing you tonight
اما امشب که تو رو دیدم…
Chorus
I remembered I loved you
یادم اومد که دوستت داشتم.
Came back when it mattered, I saw you
وقتی واقعاً مهم بود، این احساس برگشت و تو رو دیدم.
Standing there in the light of the window wearing that same smile
همونجا کنار نور پنجره ایستاده بودی، با همون لبخند همیشگی.
Man, it’s been a while
وای، چه مدت زیادی گذشته.
But I knew it, I knew you
اما میدونستم… من تو رو میشناختم.
I knew it, I knew you
میدونستم، تو رو خوب میشناختم.
Verse 2
I knew you, all your blues like a mood ring changing colors
تو رو میشناختم؛ حتی تمام غمهات رو، که مثل حلقههای تغییرِ حال و هوا مدام رنگ عوض میکردن.
You did too, there were times we could fight like brothers
تو هم منو میشناختی؛ گاهی مثل دو برادر با هم دعوا میکردیم.
I watched you drive around the bend for
دیدم که پیچ جاده رو رد کردی و رفتی.
What I thought would be the last time I saw my friend
فکر میکردم اون آخرین باریه که دوستم رو میبینم.
But love has ways of bringing things back to life
اما عشق راهی برای زنده کردن چیزهایی داره که فکر میکردی تموم شدن.
All you said was, “Hi”
و تنها چیزی که گفتی این بود: «سلام».
Chorus
And I remembered I loved you
و یادم افتاد که دوستت داشتم.
Came back when it mattered, I saw you
این احساس وقتی لازم بود برگشت و تو رو دیدم.
Standing there in the light of the window wearing that same smile
کنار پنجره، زیر نور، با همون لبخند قدیمی.
Man, it’s been a while
خیلی وقته گذشته.
But I knew it, I knew you
اما میدونستم… تو رو میشناختم.
(I knew, I knew)
(میدونستم، میدونستم)
Post-Chorus
I knew it, I knew you
میدونستم، تو رو میشناختم.
(I knew, I knew)
(میدونستم، میدونستم)
I knew it, I knew you
میدونستم، تو رو میشناختم.
Bridge
Oh
اوه…
The rivers I cried when we said goodbye
اونهمه اشکی که موقع خداحافظی ریختم، انگار رودخونه شده بود.
Wondering if I’d made it up in my mind
با خودم فکر میکردم نکنه همهٔ این احساسات فقط ساختهٔ ذهنم بوده.
But now you look me in the eye
اما حالا داری مستقیم توی چشمام نگاه میکنی.
Chorus
And you told me I loved you
و تو گفتی که من دوستت داشتم.
Came back when it mattered, I saw you
وقتی واقعاً مهم بود، دوباره برگشتم و تو رو دیدم.
Standing there in the light of the window wearing that same smile
همونجا کنار پنجره، با همون لبخند آشنا.
Yeah, it’s been a while, oh-oh
آره، خیلی وقته گذشته.
Wearing that same smile
با همون لبخند همیشگی.
Man, it’s been a while
واقعاً مدت زیادی گذشته.
Wearing that same smile
همچنان با همون لبخند.
Man, it’s been a while
چه مدت طولانیای گذشته.
But I knew it, I knew you
اما میدونستم، تو رو میشناختم.
Post-Chorus
I knew it, I knew you
میدونستم، تو رو میشناختم.
Wearing that same smile
با همون لبخند قدیمی.
I knew it, I knew you
میدونستم، تو رو میشناختم.
I knew it, I knew you
میدونستم، تو رو میشناختم.
I knew it
میدونستم.