بم آمارِت رسید با یکی دیدن تورو
من بستم چمدونات بستم چشام و از اینجا برو
فکر کن یکی توو اتاق هرشب تا صبح بیدار بود
عطرایِ تازه می زدی این آخریاش هم یکمی بودار بود
فکر کن یکی خوابِت که بُرد گوشیت از دستت کشید
قربون صدقه هات و خوند کُپ کرد عکسات و ندید
شاید دله دیدن نداشت شاید نخواست باور کنه
چی می تونه حاله من و از اینکه هست بدتر کنه
لعنتی دیدم چه جوری تو پُشتِ گوشی ضعف کردی واسه اون
من خودم دیدم ، خودم! چیکار دارم به دیگرون
من یه جنون آنی من شبای طولانی
من یه ابرِه بارونی من آره خود پشیمونی
من یه جنون آنی من شبای طولانی
من یه ابرِه بارونی من آره خود پشیمونی
من زندگیم از دست رفت راحت
آروم نمی شم حتّی یک ساعت
جوری زدی که دیگه از دردش
به هیچکی نشه اطمینان کردش
لعنتی دیدم چه جوری تو پشته گوشی ضعف کردی واسه اون
من خودم دیدم خودم چیکار دارم به دیگرون
من یه جنون آنی من شبای طولانی
من یه ابرِه بارونی من آره خود پشیمونی
من یه جنون آنی من شبای طولانی
من یه ابرِه بارونی من آره خود پشیمونی
منو منو منو منو