روزهای بی تو آرامشم بود دلم که دادم بهت آرامشم کو
بحث باتو سردرد نمی شه صبر کرد
باید ازت رد شم مثله یه آدم خونسرد
تورو دیگه نمی خوام برو کاش ندیده بودم اصلاً تورو
یهو ورق برگشت بریدم تهش تاریک شد جلوم
ببین دست هام سرده حرفات دیوونم کرده
تورو دیگه نمیخوام برو نمیشناسم اصلا تورو
گفتم با تو حال من خوشه شد زهر حالا منو می کُشه
نباشی رو مودم بر میگردم به حال خوبم
بعد تو میدونی همه جوره خوبه حالم بعدت میرسم به آرزوهای محالم
شک تو دل من نی بی تو دیگه رو به راهم باید که جدا بشه از تو دیگه راهم
تو مثل نور بودی توی تاریکی فرق عشق و نفرت چه مرز باریکی
با تو دیگه انگاری تو قفسم و هوای تو داره میگیره نفسمو
چرا انقد به چشم تو بد بودم انگاری جلوی راه تو من سد بودم
کم گذاشتی ولی واست صد بودم کم گذاشتی ولی واست صد بودم