وقتی رفتی، فصل بهار بود.
Çiçeklerim yetim kaldı
گلهای من یتیم و بیپناه موندن.
(کنایه از اینکه با رفتن معشوق، همهی زیباییها و امیدهای زندگی بیسرپرست و بیروح شدهاند.)
دیگه جونم طاقت نیاورد، دلم سوخت.
Turnalarla sana geldim
با درناها (پرندگان مهاجر) به سراغت اومدم.
(در فرهنگ ترکی، «درنا» نماد پیامرسانی، دلتنگی و سفر به سوی محبوب است.)
طاقتم تموم شد، قلبم از غم سوخت.
Turnalarla sana geldim
با درناها خودمو به تو رسوندم.
مثل یوسف، در چاههای تاریک گرفتار بودم.
(اشاره به داستان حضرت یوسف که برادرانش او را در چاه انداختند؛ نماد رنج، تنهایی و صبر.)
رود نیل را در یک جرعه نوشیدم.
(اغراق شاعرانه؛ یعنی آنقدر رنج کشیدم که انگار بزرگترین سختیها را یکجا تحمل کردم.)
از بیابان لیلی عبور کردم.
(اشاره به داستان عاشقانهی «لیلی و مجنون»؛ بیابان لیلی نماد سختیهای عشق است.)
کجایی، نیمهی گمشدهی من؟
از بیابان عشق لیلی گذشتم.
Neredesin, diğer yarım?
تو کجایی، نیمهی دیگر وجودم؟
Gittiğinde ilkbahardı
وقتی رفتی، بهار بود.
Çiçeklerim yetim kaldı
گلهایم بیپناه ماندند.
Can dayanmaz, yürek yandı
طاقتم تمام شد، دلم سوخت.
Turnalarla sana geldim
با درناها به سوی تو آمدم.
Yusuf’tum kör kuyularda
مثل یوسف در چاه تاریکی گرفتار بودم.
Bir yudumda Nil’i içtim
نیل را در یک جرعه نوشیدم.
Leyla’nın çölünden geçtim
از بیابان لیلی گذشتم.
Neredesin, diğer yarım?
کجایی، نیمهی گمشدهی من؟