I miss you, I miss you
دلم برایت تنگ شده، دلم برایت تنگ شده.
Hello, there
سلام…
The angel from my nightmare
فرشتهی کابوسهای من.
The shadow in the background of the morgue
سایهای در پسزمینهی سردخانه.
The unsuspecting victim
قربانیِ بیخبر.
Of darkness in the valley
از تاریکیِ دره.
We can live like Jack and Sally if we want
اگر بخواهیم، میتوانیم مثل جک و سالی زندگی کنیم.
(اشاره به شخصیتهای فیلم The Nightmare Before Christmas؛ نماد عشقی عجیب اما عمیق.)
Where you can always find me
جایی که همیشه میتوانی پیدایم کنی.
And we’ll have Halloween on Christmas
و هالووین را در روز کریسمس جشن میگیریم.
And in the night, we’ll wish this never ends
و شبها آرزو میکنیم این لحظه هیچوقت تمام نشود.
We’ll wish this never ends
آرزو میکنیم هرگز پایان نگیرد.
I miss you, miss you
دلم برایت تنگ شده، خیلی تنگ شده.
I miss you, I miss you
دلم برایت تنگ شده، دلم برایت تنگ شده.
Where are you? And I’m so sorry
کجایی؟ و من واقعاً متأسفم.
I cannot sleep, I cannot dream tonight
امشب نه میتوانم بخوابم، نه حتی رؤیا ببینم.
I need somebody and always
همیشه به کسی نیاز دارم.
This sick, strange darkness
این تاریکیِ بیمار و عجیب…
Comes creeping on, so haunting every time
هر بار آرامآرام نزدیک میشود و روحم را تسخیر میکند.
And as I stared, I counted
وقتی خیره مانده بودم، شروع کردم به شمردن…
The webs from all the spiders
تارهای همهی عنکبوتها را.
Catching things and eating their insides
که شکارشان را میگیرند و از درون میخورند.
Like indecision to call you
درست مثل دودلی من برای اینکه به تو زنگ بزنم.
And hear your voice of treason
و صدای خیانتآمیزت را بشنوم.
Will you come home and stop this pain tonight?
امشب به خانه برمیگردی و به این درد پایان میدهی؟
Stop this pain tonight
امشب این درد را تمام کن.
Don’t waste your time on me, you’re already
وقتت را برای من هدر نده؛ چون تو همین حالا هم…
The voice inside my head
صدای درون ذهن من هستی.
(I miss you, miss you)
(دلم برایت تنگ شده…)
Don’t waste your time on me, you’re already
وقتت را برای من تلف نکن؛ چون…
The voice inside my head
تو از قبل صدای ذهن و قلب من شدهای.
(I miss you, miss you)
(دلم برایت تنگ شده…)
Don’t waste your time on me, you’re already
وقتت را برای من هدر نده؛
The voice inside my head
تو از قبل صدای درون سر من هستی.
(I miss you, miss you)
(دلم برایت تنگ شده…)
(این بخش چند بار تکرار میشود و معنی آن تغییری نمیکند.)
I miss you, miss you
دلم خیلی برایت تنگ شده.
I miss you, miss you
دلم خیلی برایت تنگ شده.
I miss you, miss you
دلم خیلی برایت تنگ شده.
I miss you, miss you
دلم خیلی برایت تنگ شده.