آهنگ هاب لوگو
dmca تبلیغات تماس با ما بیلبورد

شب آخر داریوش

شب آخر  داریوش

شب آخر

داریوش
   0    0    0    5 ماه قبل   

متن آهنگ

متن آهنگ شب آخر از داریوش

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی
شبی که شام آخر بود به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود


چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری
چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری

ندانستیم و دلبستیم نپرسیدیم و پیوستیم
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه ها هستیم
سفر با تو چه زیبا بود به زیبایی رویا بود
نمیدیدیمو میرفتیم هزاران سایه با ما بود

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی

در آن هنگامه ی تردید در آن بن بست بی امید
در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پر پر بود
در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود
شب آغاز تنهایی شب پایان باور بود

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی
شبی که شام آخر بود به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود

چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری
چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری.

آهنگ های مرتبط