چشای بی فروغ میون راست و دروغ خودمو گم میکنم توی این شهر شلوغ
پچ پچ آدمکا بس که تو هم میدوه دیگه فریاد منو سایهمم نمیشنوه
صدای زنجیر تو گوشم میخونه تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن تا بگی نه پشت کنکور میمونی
من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم چادر موندنمو هرجا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم پشت این درهای قفل علی کنکوری باشم