نه دود از کومه ایی برخاست در ده نه چوپانی به صحرا دم به نی داد
نه گل روئید نه زنبور پر زد نه مرغه کدخدا برداشت فریاد
کوچه ها باریکن دکونا بسته ست خونه ها تاریکن طاقا شکسته اس
از صدا افتاده تارو کمونچه مرده می برن کوچه به کوچه
نگاه کن مرده ها زه مرده نمی رن حتی به شمع جون سپرده نمی رن
شکل فانوسین که اگه خاموشه واسه نفت نیس هنوز یه عالم نفت توشه
از صدا افتاده تارو کمونچه مرده می برن کوچه به کوچه
جماعت من دیگه حوصله ندارم به خوب امید و از بد گله ندارم
گرچه با دیگرون فاصله ندارم کاری با کار این قافله ندارم
از صدا افتاده تارو کمونچه مرده می برن کوچه به کوچه